العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

550

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

نكاح دارند . دويم آن كه راجع به مهر است و نفعى كه بايد يكى به ديگرى رساند در صورت تخلف مهر را مىتواند فسخ كند نه عقد نكاح را سيم التزامات و عهودى است كه ضمن عقد نكاح متعهد شوند و در صورت تخلف نه خيار فسخ عقد نكاح دارد نه فسخ مهر بلكه بايد به وسيله حاكم حق خويش را استيفا كند . مطلب دويم . زنى كه مهر براى او معين شده و باصطلاح فقها به مهر المسمى عقد شده است اگر پيش از دخول از شوهر جدا شود حكم مهر بدين تفصيل است : 1 - اگر بطلاق جدا شود نصف مهر را مىبرد 2 - اگر يكى از آنها وفات كنند تمام مهر را و بعضى گويند نصف آن را « 1 » 3 - اگر برضاع بهم حرام شوند و تقصير از زن نباشد نصف مهر را مىبرد مانند طلاق و بعضى گويند همه مهر و صحيح نيست 4 - اگر به سبب عيب و تدليس زن يا مرد فسخ كنند هيچ ثابت نيست نه نصف نه همه مگر در عنن كه نصف ثابت مىشود 5 - اگر مرد مرتد شود نصف مهر را بايد بدهد 6 - اگر زن مرتد شود همه مهر باطل مىشود 7 - اگر زن و مرد هر دو كافر بودند زن مسلمان شد مهر باطل مىشود

--> « 1 » - در روايات بسيار آمده است كه به سبب وفات شوهر نيز زن نصف مهر را مستحق است و شيخ طوسى عليه الرحمه همه را حمل بر سهو راويان كرده است به اين معنى كه در ذهن آنان طلاق و وفات به يك ديگر اشتباه شده است و گاه چنين اتفاق مىافتد و عجب نبايد داشت چنان كه در روايات بسيار نسبت سهو به پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله داده شده است و نيز روايات در ناقص نبودن ماه رمضان و تحريف قرآن و پاك بودن خمر بسيار است و احتمال خطا و سهو در راويان بعيد نيست اما تشخيص آن با علماى متبحر است و هر كس نمىتواند در آن اظهار نظر كند